پانوشت

نمیدونم چرا حس نوشتن ندارم؟شاید پیر شدم و شاید هم بی حوصله. دلم میخواهد ادامه روزهایی که گذشت را بنویسم ولی خیلی بیحوصله تراز اونم که بنویسم.

از زمین و زمان دلم گرفته.................چیه به نظرت نباید دلم بگیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هروقت دلگیرم یه نگاه کوچولو به ترنم زندگیم ارومم میکنه...... خسته ام. خیلی خسته

قول میدم زود بیام و ادامه ورود ترنم به زندگیمون را بگم......................................

/ 8 نظر / 9 بازدید
فروشگاه تخصصی تبلت و لوازم جانبی

سلام دوست عزیز اولین فروشگاه تخصصی تبلت و لوازم جانبی راه اندازی شد. اگر تمایل به تبادل لینک و مشارکت و کسب در آمد در فروش دارید می توانید آدرس سایت را با عنوان "فروشگاه تخصصی تبلت و لوازم جانبی" لینک کنید و از طریق ایمیل های زیر با ما درتماس باشید. info@barsashop.com barsashop@yahoo.com http://microvb.persianblog.ir موفق باشید.منتظر شما هستیم

الهام

[ماچ]ای بابا ..تو دیگه چرا دلت گرفته دخترخاله جونم...جرا اینجوری شده..همه بی حوصله..همه داغون..همه ناراحت... غصه خور بالاخره یه روز خوب میاد که مشکلات همه حل بشه...[بغل]

نیم پوندی

ما منتظر می مونیم زودی حوصله ت بیاد و بیای برامون از ترنم بنویسی . [بغل]

سارا یه فنجون...

بیخود خودت رو درگیر میکنی......... خدا حفظ کنه جوجو و پدرش رو برات..... یادت نره شکر گزارش باشی ها...... ++ خیلی خودت رو تو خونه حبس کردی.......بیا بریم پیاده روی[نیشخند]

سارا یه فنجون...

[اوغ]

عاطفه

سلام شما مشهدی هستین؟[ابرو]

نازنین مامان فاطمه

سلام عزیزم از وب میثمک اومدم [قلب] بابت رایی که به دخترم شماره 200 دادین خیلی ممنون[ماچ] بازم ممنون از لطفتون[قلب]

مستوره

سلام مهای عزیزم خدا نکنه دلت بگیره...اون ترنم نازنین رو بجای من ببوس هر وقت دلم براتون تنگ میشه عکساتون رو نگاه می کنم[لبخند][ماچ]